سایه ماه

به روشنایی بنگر سایه ها پشت سرت خواهند بود

 

سایه جونم تولدت مبارک

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:صابر شادمانی

سایه جونم تولدت مبارک

لبخند زدی و آسمـان آبی شد


شبهای قشنگ مهر مهتابی شد

پـروانـه پس از تـولد زیبـایت

تا آخـر عمر غرق بی تابی شد

تولدت مبارک

تولدت مبارک

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک


با صد تا دریا پـر عشق و اشتیـاق  و پولک


یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک


فقط مـی خواد بهت بگه تـولدت مبارک

تولدت مبارک سایه جون


سایه جونم تولدن مبارك
امیدوارم صد سال با سعادت و سربلندی زندگی كنی


ادامه مطلب

گفتگوی من و نازی زیر چتر

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:صابر شادمانی

نازی : بیا زیر چتر من که بارون خیست نکنه
می گم که خلی قشنگه که بشر تونسته آتیشو کشف بکنه
 و قشنگتر اینه که
 یادگرفته گوجه را
 تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره
راسی راسی ؟ یه روزی
 اگه گوجه هیچ کجا پیدانشه
 اون وقت بشر چکار کنه ؟
 من : هیچی نازی
دانشمندا تز می دن تا تابه ها را بخوریم
 وقتی آهنا همه تموم بشه
 اون وقت بشر
لباسارو می کنه و با هلهله
از روی آتیش می پره
نازی : دوربین لوبیتل مهریه مو
اگه با هم بخوریم
 هلهله های من وتو
 چطوری ثبت می شه
 من : عشق من
آب ها لنز مورب دارند
آدمو واروونه ثبتش می کنند
عکسمون تو آب برکه تا قیامت می مونه
نازی : رنگی یا سیاه سفید ؟
من : من سیاه و تو سفید
 نازی : آتیش چی ؟ تو آبا خاموش نمی شن آتیشا
من : نمی دونم والله
چتر رو بدش به من
نازی : اون کسی که چتر رو ساخت عاشق بود
من : نه عزیز دل من ‚ آدم بود

حسین پناهی

http://www.avayeazad.com/hosein_panahi/setare/17.htm



ماه فرو ماند از جمال محمد

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:سایه

ای واژه های مهربان! چگونه می خواهید شعف دل را واگویه کنید؟ مهربان ترین فرشته خاکی می آید و دل کائنات نزدیک است از شوق قالب تهی کند. او از حق آمده و به حق برانگیخته شده است. ابتدا و انتهایش رنگ خدایی دارد. آفتاب جهان فروز و عالم تاب توحید است که برف ظلم را آب می کند و نوید بهار می دهد. قلب عالم امکان است. جریده هستی است. افلاکی ترین فرشته خاکی است. پادشاه لولاک است. مصطفی است. برگزیده حق است. نامش بلند و دینش پاینده!

صلوات

ماه فرو ماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نیست 

در نظر قدر با كمال محمد

وعده دیدار هر كسى به قیامت 

لیله اسرى شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى 

آمده مجموع در ظلال محمد  

عرصه گیتى مجال همت او نیست 

روز قیامت نگر مجال محمد

و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس‏

بو كه قبولش كند بلال محمد

همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابد

پیش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا تا به خواب دید جمالش 

خواب نمى‏گیرد از خیال محمد

سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى

عشق محمد بس است و آل محمد


عید مبعث بر تمامی مسلمان بخصوص دوستان عزیز و هموطنان محترم گرامی باد



دیگر ساعتی بر دست ِ من نخواهی دید!

 

نوع مطلب :عمومی ،

نوشته شده توسط:صابر شادمانی

دیگر ساعتی بر دست ِ من نخواهی دید!

من بعد عبور ِ ریز ِ عقربه ها را مرور نخواهم کرد!

وقتی قراری ما بین ِ نگاه ِ من

و بی اعتنایی نگاه ِ تو نیست ،

ساعت به چه کار ِ من می اید؟

می خواهم به سرعت ِ پروانه ها پیر شوم!

مثل ِ همین گل ِ سرخ ِ لیوان نشین،

که پیش از پریروز شدن ِ امروز

می پژمرد!

دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم،

بعد بیایم و با عصایی در دست،

کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم ،

تا تو بیایی ،

مرا نشناسی ،

ولی دستم را بگیری و از ازدحام ِ خیابان عبورم دهی!

حالا می روم که بخوابم!

خدا را چه دیده ای!

شاید فردا

به هیئت پیرمردی برخواستم!

تو هم از فردا ،

دست ِ تمام پیرمردان ِ وامانده در کنار ِ خیابان را بگیر!

دلواپس نباش!

آشنایی نخواهم داد!

قول می دهم آنقدر پیر شده باشم ،

که از نگاه کردن به چشمهایم نیز ،

مرا نشناسی!

شب بخیر!●


با کسب اجازه از آقای دارا http://daraa.blogfa.com/



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2